كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
175
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
هر آينه نوح را به سوى قومش فرستاديم ، پس گفت اى قوم من ، خداى يكتا را بپرستيد ، شما را جز او خدائى نيست آيا پروا نمىكنيد ؟ مهتران قومش كه كافر بودند گفتند : اين جز آدمى همچون شما نيست كه مىخواهد بر شما فزونى گيرد و اگر خدا مىخواست فرشتگانى را فرو مىفرستاد . ما اين را در ميان پدران پيشين خود نشنيدهايم . 36 اما چنان كه قبلا هم ديديم ، قرآن تمامى اين داستانها را نشانههايى نمادين از ارتباط خداوند با انسان مىداند نه يك سلسله واقعيتهاى تاريخى « 1 » ، و سعى مىكند با نفوذ به درون اين داستانها ، كه اعراب با آن آشنائى بيشترى دارند ، به بطن پيام خود برسد . بعد از آنكه نوح مورد قبول قوم خود قرار نگرفت ، خداوند به او دستور داد كشتى بسازد و خداوند مخالفين او را غرق نمايد . در اين دوره ، در قرآن ، روز قيامت تصويرى بسيار وحشتناك به خود مىگيرد . درستىها از نادرستىها به وسيله تصاويرى نمادين جدا مىشوند تا مخالفين با خداوند از عذابى كه در دنياى ديگر منتظر آنان است بترسند . 37 اما قرآن مىگويد كه اين عذاب اجبارى و دور از اختيار بشر نيست . شهرها و مردمانى كه از توجه به راهنمائى پيامبران خود سرباز زدند ، در حقيقت هلاكت خود را به دست خود خريدند . 38 با توجه به اين آيات ، پس شهر مكه نيز بايد منتظر بلاى آسمانى خود باشد ، زيرا قريش از اصلاح زندگانى خود امتناع كرده و سعى در ايجاد جامعهاى تابع حقيقت و درستى نمىنمايند . ولى تمام پيام قرآن هم تحكّم و جزا نيست . قرآن مرتبا يادآورى مىكند كه مسلمانان بايد صبور بوده و با تحمل رنجهاى حاضر ، آيندهاى بارور و با افتخار براى خود بنا نهند . آنها نبايد موقعيتهاى به دست آمده براى مبارزه با دشمنان درونى خود را از دست بدهند . اين داستانها ضمنا به اعراب آرامشى درونى مىداد ، چون با گوش كردن به آن متوجه مىشدند كه هيچ واقعه خارق العادهاى به وقوع نپيوسته است ، و اگر آنها به سنت پدران خود پشت مىكنند ، در حقيقت به راهى راهنمايى مىشوند كه آدم اولين پيامبر براى درست زندگى كردن در پيش پاى انسان قرار
--> ( 1 ) - اين مطلب از خطاهاى فاحشى است كه مؤلف نيز در دام آن افتاده است . و اينكه ما داستانهاى قرآن را غيرحقيقى و بلكه بعنوان نشانههاى نمادين معرفى مىكنيم و آنها را فاقد واقعيتهاى تاريخى معرفى كنيم اشتباه بزرگى است . اين داستانها علىرغم اينكه معانى ديگرى نيز داشته باشند و بعنوان باطن اين آيات مطرح شوند باعث نفى وقوع اين واقعيتها در عالم خارج نمىشوند .